زن و پر مرغ

                                                  

                    

 جوابیه محسن هاشمی به برخی اتهامات:

" زنی شایعه هایی را مدام درباره همسایه اش تکرار می کرد. بعدا آن زن متوجه شد که کاملا در اشتباه بوده است. نزد خردمندی رفت تا اشتباه خود را جبران کند.

به او گفته شد تا مرغی بخرد، پرهای آن را کنده و همه جا بریزد. زن با وجود اینکه از این پیشنهاد تعجب کرد ولی کار گفته شده را انجام داد.

روز بعد خردمند به او گفت که همه پرهایی را که دیروز ریختی، جمع کن. زن در همان مسیری که پرها را ریخته بود، به راه افتاد. اما با ناامیدی دریافت که باد همه پرها را با خود برده است. بعد از ساعت ها تنها چند پر پیدا کرد و بازگشت.

شایعه نیز چنین است. پراکندنش کاری ندارد؛ اما به محض اینکه چنین کردی، دیگر هرگز نمی توانی آن را جبران کنی.

/ 10 نظر / 28 بازدید
elnaz

سلام من آپم بدووو بيااا خوشحالم كن[قلب][گل]

pari

ajab baba[لبخند]

منصوره

سلام.من محسن هاشمیو تا حالا ندیده بودم,تا وبلاگتو باز کردم این عکسو دیدم فکر کردم خودتی.جاخوردم حسابی!!!!حالم گرفته شد!!!بعد که مطلبو خوندم تازه سکم افتاد کلی خندیدم!!!!! راستی چرا از من ناامید شدی؟مگه به من امیدوار بودی؟امیدوار به چی؟!!مگه پست من چش بود؟هان؟جواب بده جواب بده جواب بده! منتظرتونم.بای!!

فاطمه

[چشمک]سلام کی اومدی من ندیدم

فاطمه

حق با شماس [افسوس] مرسی از بازدیدت[گل]

اسحق فتحی

با سلام همانطور که شما اهل شعر نیستید من هم اهل دین نیستم

شوشترنگار

سلام شایعه را بعضی مواقع خودمان دامن می زنیم و خبر نداریم! به چسب به همان مجنونی که عالمی دارد تا بانگ بر آرم دیوانه لیلایت منم! اگر مجنونمان بخوانند آشفته می شویم و فریاد سر می دهیم شایعه است ولی باید خودمان را باور کنیم !

بام ایران سیتی

سلام ممنون از حضورت[گل] این اتهامات به بزرگان نمیچسبه[تعجب]